درب ضلع جنوبی
یه جوب ِ آب ِ زلال و رَوُون، که دور و برش کلی علفای بلند و خوش رنگ دراومده، چند تا گاو چاق و تپل که لای این علفا مشغول چریدن هستن، چندتا لک لک سفید که لای گاوا حرکت می کنن و هر از چند گاهی به سر و دم گاوا نوک می زنن...
این منظره ایه که هر از چند گاهی جلوی درب ِ ضلع جنوبی ِ دانشگاه آزاد اسلامی دزفول میشه رویت کرد!!! 
خدا منو بکشه اگه یه اپسیلون هم اغراق کرده باشم، همه ی اینارو با جفت چشای خودم دیدم ها!
خداییش باحال نیس؟!؟!
آدم فک میکنه توی جزیره ی "پرنس ادوارد" میره دانشگاه!!! نه؟!؟
پ.ن. باتشکر از آجی شیلا
، کسی که تداعی کننده ی این منظره زیبا توی ذهن من شد!
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 0:23  توسط انتظار
|


